يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

18

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

بود بسبب خروج جنگيز خان ملعون غزنين را گذاشته با خيل و تبار « 1 » و حشم و خدم خويش در حدود لاهور درآمد - چون سلطان مرحوم را ازين حال خبر شد طرف لاهور سواري فرمود - سلطان جلال الدين عطف كرده از پيش سلطان مرحوم سمت « 2 » كوه‌پايهء كشمير و بكهلي « 3 » رفت - سلطان مرحوم طرف دار الملك دهلي بازگشت - در سنه « 4 » عشرين و ستمائه لشكر خود را بجانب لكهنوتي برد - غياث الدين عوض « 5 » خلجي را امان داده در رقبهء اطاعت خويش درآورد و خطبه و سكه بنام خويش فرمود - و پسر خود را كه مهتر بود اقطاع لكهنوتي داد - و سلطان ناصر الدين « 6 » خطاب كرد - چتر و دور باش و هرچه دارات بادشاهي بود « 7 » مفوّض گردانيد - خود بجانب دار الملك دهلي مراجعت فرمود - در سنه ثلاث و عشرين و ستمائه عزيمت طرف قلعهء رنتبهور « 8 » كرد - مفسدان آن ديار

--> ( 1 ) B . خيل و تبع ( 2 ) Tabakat Nasiri , p . 171 , says : - جلال الدين خوارزم شاه از پيش حشم هندوستان عطف كرد و به طرف سنده سيوستان رفت * Tabakat Akbari , p . 59 , gives : - جلال الدين تاب نياورده به طرف سند و سيوستان رفته از آنجا به راه كج و مكران بدر رفت * Raverty , p . 293 , writes : - " Sultan Jalal - ud - Din turned aside , and proceeded towards Uchchah and Multan . From thence he entered the territory of Kirman , and afterwards Fars . " ( 3 ) M . تلنكي ( 4 ) Tabakat Nasiri , p . 171 , says : - بعد از آن در شهور سنه اثني و عشرين و ستمائه به طرف بلاد لكهنوتي لشكر كشيد * ( 5 ) Both B . and M . عوص ( 6 ) M . ناصر الدين خود ( 7 ) M . برو مفوض ( 8 ) See also Raverty , p . 610 . رنتپور Tbakat Nasiri , p . 172 , رنتهور M .